- Published on
خونه دایره ای پدرم
- Authors
“پدرم ظاهراً تو خونه بود،هر شب باهم شام میخوردیم، اما واقعاً ‘حضور‘ نداشت. تنهایی به سفرهای طولانی مثل پرو، چین و مکزیک میرفت. وقتی هم خونه بود فقط کارهایی که اون دوست داشت رو باهم انجام میدادیم. از زبانشناسی، ریشه شناسی کلمات ومعماری لذت میبرد. همیشه میگفت خونه ها باید دایره ای ساخته بشن چون کارآمدترن. اما ما بچه بودیم و به این چیزها علاقه نداشتیم. دلمون میخواست کارتون ببینیم و بیسبال بازی کنیم، ولی پدرم تو این کارها همراهیمون نمیکرد. از روی بدجنسی نبود. اون تو اتحاد جماهیر شوروی بزرگ شده و پدرش دائمالخمر بوده، بنابراین بلد نبود پدر بهتری باشه.هیچ جایی نبوده که اون بتونه مهارتهای فرزندپروری رو یاد بگیره.