- Published on
خلاقیت های مادرم باعث پیشرفتم شد
- Authors
“همون زمانی که یه ‘خونه کوچک تو چمنزار‘ داشتم، مادرم برای گاری کهنهام یه چادر درست کرد. همیشه کاردستی و چیزهای جدید درست میکرد. کل دوران بچگیم همینطور بود. وقتی فیلم** ‘اشک ها و لبخندها’** رو میدیدیم، شبیه لباس بازیگرا رو برامون میدوخت. و وقتی عاشق عروسکهای ‘دختر آمریکایی‘ شدم، یه فیلمنامه در موردشون نوشت و دوستای منو دعوت کرد تا نقش اونها رو بازی کنن. اون حتی سالن تئاتر محله رو اجاره کرد تا فیلم رو نمایش بده.وقتی بزرگتر شدم سلیقهام تغییر کرد اما هنوز هم عروسکهام رو دوست داشتم. با عکس گرفتن از اونها عکاسی رو یاد گرفتم. صحنهها و داستانهای کوتاه خلق میکردم و هروقت ایده جدیدی به ذهنم میرسید مادرم برای آماده کردن وسایل صحنه و لباسها بهم کمک میکرد و خلاقیت به خرج میداد.