- Published on
مدیر مدرسه مون استعداد منو کشف کرد
- Authors
“اسم محله مون رو گذاشته بودم ‘مثلت برمودا.’ تعداد زیادی از بچههای بااستعداد نتونستن موفقیتی کسب کنن. هر ۳ تا خواهر و برادر من ترک تحصیل کردن. من واقعاً دلم میخواست برم کالج اما دانش آموز خوبی نبودم، و پدر و مادرم هم انگلیسی صحبت نمیکردن** بنابراین نمیتونستن تو فرستادن درخواست بهم کمک کنن**.فقط یه کالج منو پذیرفت، اما من مصاحبه رو از دست دادم. چند هفته بعد مدیر مدرسه مون، ‘خانم افینگر‘، منو تو راهرو دید و ازم پرسید برای ادامه تحصیل میخوام چیکار کنم. بهش گفتم که تو کالج ‘سانی پِرچِیس‘ پذیرفته شدم اما به مصاحبه نرسیدم. همونموقع بازوی منو گرفت و گفت: ‘بیا تو دفترم.’